سفارش تبلیغ
صبا ویژن
  • + رهبر انقلاب افزودند: سردمداران آمریکا و غیر آمریکا مدام از مخالفت مردم ایران با نظام و اسلام دم میزنند، آنها ظاهرا ملت ایران را جزو مردم ایران نمی دانند و یک موجود موهوم را، مردم ایران تصور میکنند، اما مردم، همین هایی هستند که در چند روز اخیر، حماسه آفریدند و نشان دادند که دشمن دروغ میگوید و مغرضانه قضاوت میکند.

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

“انسان کامل” از منظر شهید مطهری(ره)


نویسنده: اباذر تقی پور



    انسان کامل از نظر مکاتب مختلف، تعابیر متفاوتی دارد. هر مکتبی از زاویه دید خود، انسان کامل را با یکسری مفاهیم، فرضیات و نظریات گوناگون مطرح می کند. مثلا مکتب اگزیستانسیالیست انسان کامل را از منظری می بیند که متفاوت از نگاه مارکسیست ها می باشد. لیبرال ها انسان کامل را طوری تعریف و تبیین می کنند که با نئولیبرال، سوسیالیست و دیگر مکاتب متفاوت است.
    اسلام نیز مانند دیگر مکاتب برای کمال انسان تعریف وتوضیحات خاص خود را در نظر دارد.
    حال، باتوجه به موضوع مقاله، می خواهیم بدانیم که از منظر استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در مکتب اسلام، انسان کامل چگونه انسانی است؟
    در درجه اول، تعریف تکامل چیست؟ و از منظر شهید مطهری، انسان کامل چه ویژگی هایی دارد؟ وی چه کسی را انسان کامل می داند؟ و بالاخره ما باید چه کار کنیم؟
    تعریف تکامل:
    از منظر استاد مطهری، بحث دقیقی در فلسفه اسلامی وجود دارد که اتفافا از نظر قرآن هم قابل بحث است و آن اینکه؛ فرق میان تمام و کمال در چیست؟ استاد مطهری با ذکر آیه ای از قرآن کریم نقل می کند: “الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا”. معنی آیه چنین است: “امروز دین شما را به کمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترین آئین که اسلام است برایتان برگزیدم”. قرآن می گوید ما دو کار کردیم نعمت را تمام نمودیم و دین را کامل کردیم. یعنی قرآن برای اتمام و اکمال، دو مفهوم قائل است. نعمتها را از نقض به تمام رسانیدیم و دین را از نقض به کمال. (مطهری(ره)؛ تکامل اجتماعی انسان، صص 10-8.)
    کمال را در جهت عمودی بیان می کنند و تمام را در جهت افقی. یعنی وقتی شی در جهت افقی به نهایت برسد می گویند تمام شد؛ و اگر در جهت عمودی حرکت کند و به آخر برسد، می گویند به کمال رسید. به عنوان مثال؛ گفته می شود که عقل فلانی کامل شده است. بدین معنا که قبلا هم عقل داشت اما حالا عقلش یک درجه بالا آمده است. همچنین اگر گفته می شود که علم فلانی کامل شده، بدین معنا که، قبلا هم علم داشت قبلا هم از علم خودش استفاده می کرد ولی یک درجه بالا آمده است. همچنین اگر گفته می شود که علم فلانی کامل شده، بدین معنا که، قبلا هم علم داشت قبلا هم از علم خودش استفاده می کرد ولی یک درجه بالا آمده و کامل شده است و یک درجه کمالی را پیموده است . بنابراین در تکامل، حالت ارگانیکی وجود دارد ولی در اتمام، حالت مکانیکی. به اصطلاح اگر آخرین عضوی از یک سیستم به مجموعه خودش اضافه شود می گوییم کار تمام شده است. ولی در حالت ارگانیکی، اعضای بدن انسان از دوران بچگی تا دوران میانسالی و کهنسالی به سمت تکامل پیش می رود. به عبارت دیگر در تکامل، مراحل و درجات وجود دارد.
    استاد مطهری در تعریف انسان کامل اظهار می دارد که “فرد تکامل یافته، یعنی وارسته از محکومیت محیط بیرونی و درونی و وابسته به عقیده و ایمان” (جهان بینی اسلامی، ص 15.)
    حال سوال این است که آیا محیط بیرونی و درونی انسان، مانع تکامل انسان است یا خیر؟
    سرنوشت و اراده
    مسئله سرنوشت یا قضا و قدر از غامض ترین مسائل فلسفی است. از منظر استاد مطهری، کلمه ای رعب آور و هراس انگیزتر از این دو کلمه “قضا و قدر” پرده گوش بشر را به حرکت در نیاورده است. هیچ چیز به اندازه اینکه انسان آزادی خود را از دست رفته و خویشتن را مقهور و محکوم نیرومندتر از خود مشاهده کند و تسلط مطلق و بی چون و چرای او را بر خود احساس کند روح او را فشرده و افسرده نمی سازد. مفهوم قضا و قدر از قرن اول هجری در میان متفکرین اسلامی، مکتب اشعری از جبر (جبریون) و مکتب معتزلی از قدر (قدریون) مطرح شده است (مطهری؛ انسان و سرنوشت، صص 13-3.)
    اسلام به مکتب معتزلی نزدیک تر است. بدین معنا که اراده انسان در طول اراده خداوند قرار دارد و انسان با اراده خود می تواند استعدادهای خود را شکوفا سازد و به کمال بیشتری نائل شود. قضا یا جبر الهی بدین معناست که خداوند روح خود را در انسان دمیده است؛ یعنی که انسان دارای اراده و اختیار باشد و چون انسان با اختیار و با اراده است، به هر قدر و اندازه می تواند اراده اش را در جهت کمال به کار گیرد.
    در قرآن آمده است که: “انا خلقنا کم من نطفه امشاج نبتلیه”: “ما انسان را از یک نطفه آفریدیم” که در این نطفه (به تعبیر امروز، در ژنها) مخلوط های زیادی است. بدین معنا که استعدادهای زیادی در انسان نهفته است. از نظر شهید مطهری، انسان زمانی به تکامل خواهد رسید که همه استعدادهای خود را در یک وضعیت متعادل، هماهنگ و متوازن رشد دهد نه اینکه فقط یک استعداد بیش از سایر استعدادها رشد کند و توازن و تعادل آنها از بین برود. (علیپور 1372:115)
    انسان کامل کیست؟
    از نظر استاد مطهری، عباد محض، زاهد محض، مجاهد، آزاده عاشق محض و انسان عاقل محض، هیچکدام انسان کامل نیستند. انسان کامل انسانی است که همه ارزش ها در او رشد کرده باشد،آن هم به حد اعلا و هماهنگ با یکدیگر که می توان گفت امام علی(ع) چنین انسانی است. امام علی(ع) از هزار سال پیش تا به امروز با صفت “جامع الاضداد” شناخته شده است. حتی خود سید رضی در مقدمه نهج البلاغه می گوید: من مطلبی را که همیشه با دوستانم در میان می گذارم و اعجاب آ نها را بر می انگیزم همین موضوع است یعنی جنبه های گوناگون سخن علی(ع) است که انسان در هر قسمتی از سخن ایشان که وارد می شود می بیند به دنیای غیر از دنیای قبل رفته است. یک دفعه در دنیای عباد است. یک وقت در دنیای زهاد، زمانی در دنیای فلاسفه و هنگامی در دنیای عرفاست. یک وقت در دنیای سربازان و افسران است؛ و در همه جا حضور دارد به طوری که علی(ع) از هیچ دنیایی از بشریت غائب نیست. پس انسان کامل یعنی آن انسانی که قهرمان همه ارزشهای انسانی است.
    استاد مطهری اظهار می دارد که رسول اکرم(ص) فرمودند: “من عرف نفسه فقد عرف ربه”(1) مولا علی(ع) نیز فرموند: “معرفه النفس انفع المعارف”(2.) و هم او فرمود: “عجبت لمن نیشد ضالته کیف لانیشد نفسه”(3) همچنین قرآن سفارش می کند که انسان “خود” را کشف کند. (مطهری، جهان بینی اسلامی: ص 285.)
    بنابراین مهمترین عنصر در روند کمال انسانی، “خودشناسی” است . استاد مطهری اظهار می دارد که “خود” همان چیزی است که “روح الهی” نامیده می شود و با شناختن آن “خود” است که انسان احساس شرافت و کرامت و تعالی می کند و خویشتن را از تن دادن به پستی ها برتر می شمارد، به قداست خویش پی می برد، مقدسات اخلاقی و اجتماعی برایش معنی و ارزش پیدا می کند.
    انتقاد از دیگر مکاتب در باب انسان کامل:
    استاد مطهری نظر مکاتب مختلفی چون فلاسفه، عرفا و سیاسیون را در باب انسان کامل مورد انتقاد قرار داده است.
    الف) عقلیون:
    اصحاب عقل به انسان بیشتر از زاویه عقل می نگریسته اند و جوهر انسان را همان عقل انسانی دانسته اند و نه چیز دیگر. آنها مدعی بودند که انسان کامل یعنی انسان حکیم، به عبارت دیگر کمال انسان در حکمت است. در انتقاد به این مکتب است که کمال انسان را تنها نمی توان در عقل جستجو کرد. زیرا ایمان و عقاید پاک نیز در کنار عقل سالم لازم است. (مطهری، انسان کامل: صص 73-72.)
    ب) مکتب عرفان یا عشق آ سمانی:
    این مکتب، کمال انسان را در عشق به ذات حق می داند. مطابق با این مکتب، نهایت هدف انسان کامل خداست. به عبارت دیگر، انسان کامل حقیقی، خود خداست و نیز هر انسانی که از خود و همه چیز می گذرد و به خدا می رسد. (همان، صص 75-74.)
    منصور حلاج عارف معروف با جمله مشهورش “انا الحق” به کمال عرفانی انسان رسید. مولوی عارف معروف در جهت اثبات عشق عرفانی و رد عقل و فلسفه می سراید:
    پای استدلالیون چوبین بود
    پای چوبین سخت بی تمکین بود
    به طور کلی اسلام، ریاضت افراطی صوفی ها و عرفا را قبول ندارد ولی به تزکیه نفس بسیار اهمیت می دهد. پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد(ص) نیز پس از فراغت از جنگ های طاقت فرسا، اصحابش را به جهاد با نفس(4) سفارش می کرد.
    ج) سیاست و مکتب قدرت:
    مکتب دیگری که در باب انسان کامل وجود دارد مکتب قدرت است که آن نه بر عقل تکیه دارد و نه بر عشق، بلکه تاکیدش بر قدرت می باشد. انسان کامل در این مکتب یعنی انسان مقتدر. در یونان قدیم، گروهی ملقب به سوفسطائیان بودند. اینها در کمال صراحت این مطلب را بیان کرده و گفتند: حق یعنی زور، هرجا که زور است حق نیز است و ضعف مساوی با بی حقی.
    از نظر اسلام این مکتب نیز رد می شود. بدین معنا که ما از کدام قدرت حرف بزنیم؟ وقتی که امام علی(ع) در جنگ خیبر، یک باره در خیبر را از جا می کند و بلند می کند. این قدرت، حق است.
    ولی کسی که به زورمندان کمک کند تا به مظلومان زور بگوید، این قدرت، باطل است. همان طور که شاعر معروف، سعدی می گوید:
    ترحم بر پلنگ تیز دندان
    ستمکاری بود بر گوسفندان
    استاد مطهری نیز بر پایه مکتب اسلام، این مکتب را سخت مورد انتقاد قرار داده است.
    نتیجه گیری:
    در این مقاله سعی بر آن بود تا انسان کامل از منظر استاد شهید مرتضی مطهری(ره) مورد بررسی قرار گیرد. از نظر استاد، انسان کامل، نه انسان عابد، زاهد، عاقل، عاشق و ... می باشد بلکه انسان کامل، انسانی است که تمام ارزش های انسانی، به طور هماهنگ و متوازن در او رشد یابد. هرگاه فقط به یکی از ابعاد وجود انسان توجه فراوان شود این انسان به یک انسان تک ساحتی و تک بعدی تبدیل می شود. بنابراین رشد و تکامل استعداد انسان به صورت ناقص و ناهماهنگ شکل می گیرد. در این موقع، انسان مسخ می شود. از نظر استاد مطهری، امام علی(ع) نمونه و الگوی والای انسان کامل اسلام می باشد. به طوری که تمام استعدادها و آ رمانهای خود را به صورت هماهنگ رشد داده است. کندن در خیبر نشان از قدرت وی، کشیدن تیر در هنگام نماز نشان از اوج عبادت و عرفان و عشق الهی وی، راز و نیاز وی با چاه در غم تنهایی و شب هنگام نشان از درد روح جمعی و وسعت روحی این انسان کامل دارد.
    هنگامی که امام علی(ع) به جای پیامبر در لیله المبیت می خوابد بیانگر شجاعت وی می باشد. برای سفر در مسیر کمال انسانی بایستی امام علی(ع) را پیشوا، راهنما و الگوی خود قرار دهیم و در این مسیر هرکس باید به اندازه وسع خود، استعدادها و ارزشهایش را در جهت کمال انسانی همه جانبه و به صورت هماهنگ شکوفا سازد.
    پی نوشتها:
    1- هرکه خود را بشناسد، خدای خویش را می شناسد.
    2- خودشناسی سودمندترین شناسایی هاست.
    3- در شگفتم از کسی که چیزی از خود را گم می کند و در جستجویش بر می آید و خود را گم کرده اما جستجو نمی کند.
    4- کلمه جهاد نفس برای اسلام است، آنجا که گروهی از صحابه از غزه ای مراجعت کردند و آ مدند و دسته جمعی خدمت حضرت رسیدند. حضرت نگاهی به اینها می کند و می فرماید “مرحبا بقوم قضو الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر”. آفرین برمردمی که از نبرد کوچک بازگشته اند و نبرد بزرگ بر آنها باقی مانده است، عرض کردند یا رسول الله و ما الجهاد الاکبر - نبرد بزرگ چیست؟ فرمودند: جهاد النفس. (وسائل الشیعه، جلد 11، ص 122، باب 1، به نقل از مطهری، انسان کامل؛ ص 133.)


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏43، ص 54

 

امام محمّد باقر علیه السّلام فرماید:

 خداوند به ذکرى بهتر و بالاتر از تسبیح حضرت فاطمه علیها السّلام مورد تمجید و پرستش قرار نمى‏گیرد چرا که اگر چیزى بالاتر از آن وجود داشت، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آن را به دخترش فاطمه علیها السّلام تعلیم مى‏داد.

 

الکافی، ج 3، ص 343، شماره 14

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛ 

 

امام صادق علیه السّلام در تفسیر سوره قدر فرماید:

 در آیه: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ منظور از «اللیلة» فاطمه علیها السّلام، و منظور از «القدر» خداوند است، پس هر که فاطمه را به واقع بشناسد لیلة القدر را درک کرده است، و همانا او را   فاطمه نامیدند چون مردمان از کسب معرفت واقعى نسبت به وى عاجز هستند. 

 

مقتل الحسین، ج 1، ص 56

 

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله قَالَ لَمَّا أُسْرِیَ بِی وَ دَخَلْتُ الْجَنَّةَ بَلَغْتُ إِلَى قَصْرِ فَاطِمَةَ فَرَأَیْتُ سَبْعِینَ قَصْراً مِنْ مَرْجَانَةٍ حَمْرَاءَ مُکَلَّلَةٍ بِاللُّؤْلُؤِ أَبْوَابُهَا وَ حِیطَانُهَا وَ أُسْرَتُهَا مِنْ عِرْقٍ وَاحِدٍ؛ 

 

ابن عبّاس از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت مى‏کند که فرمود:

  هنگامى که مرا به معراج بردند و داخل بهشت شدم و به قصر فاطمه رسیدم هفتاد قصر دیدم که از مرجان سرخ ساخته شده و با انواع جواهر زینت شده بودند، و درها، دیوارها و پنجره‏هاى آن از یک جنس بودند. 

 

مقتل الحسین، ج 1، ص71

 

ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ لَمَّا زُفَّتْ فَاطِمَةُ علیها السلام إِلَى عَلِیٍّ علیه السلام کَانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وآله قُدَّامَهَا وَ جَبْرَئِیلُ عَنْ یَمِینِهَا وَ مِیکَائِیلُ عَنْ یَسَارِهَا وَ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ خَلْفَهَا یُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ یُقَدِّسُونَهُ حَتَّى طَلَعَ الْفَجْرُ؛ 

 

سید بن طاوس در اقبال الاعمال، به نقل از تاریخ بغداد نوشته خطیب بغدادى به سندش از ابن عبّاس روایت کرده است:

 هنگامى که حضرت فاطمه علیها السّلام را در شب ازدواج به خانه على علیه السّلام مى‏بردند، پیامبر در مقابل او، و جبرئیل در سمت راست، و میکائیل در سمت چپ او، و هفتاد هزار فرشته در پشت سر او حرکت مى‏کردند و در آن حال خدا را تسبیح مى‏گفتند و تقدیس مى‏کردند، و این تقدیس و تسبیح آنها تا صبح - طلوع فجر - ادامه داشته است.

 

اقبال الاعمال، ص 584 

 

جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام أَنَّ فَاطِمَةَ علیه السلام کَانَتْ تُکَنَّى أُمَّ أَبِیهَا؛ 

 

  ‏ابو الفرج اصفهانى در کتاب مقاتل الطالبیّین از امام باقر علیه السّلام روایت کرده:

 همانا کنیه فاطمه امّ ابیها - یعنى مادر پدر - بوده است. 

 

مقاتل الطالبیین، ص57، شماره 4

 

عَنْ جَابِرٍ سألت أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِنُورِهَا وَ غَشِیَتْ أَبْصَارَ الْمَلَائِکَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِکَةُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا مَا هَذَا النُّورُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی وَ أَسْکَنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِی أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ أَئِمَّةً یَقُومُونَ بِأَمْرِی یَهْدُونَ إِلَى حَقِّی وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِی فِی أَرْضِی بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیِی‏؛ 

 

  ‏شیخ صدوق در علل الشرائع به نقل از جابر جعفى روایت مى‏کند که گفت:

 به امام صادق علیه السّلام گفتم: چرا حضرت فاطمه علیها السّلام زهرا نایده مى‏شود؟ امام فرمود: زیرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، و هنگامى که نورش درخشیدن گرفت آسمانها و زمین به نور او روشن شدند و چشمان ملائکه خیره ماند، پس سجده نموده و از خداى سبحان پرسیدند: خدایا! این چه نورى است؟ خداوند فرمود: این شعبه‏اى از نور من است که آن را آفریده‏ام و از صلب یکى از پیامبرانم که او را بر سایر پیامبران برترى داده‏ام، خارج مى‏نمایم. و از این نور رهبران و امامانى به وجود مى‏آیند که پس از انقطاع وحى مردم را به سوى حق هدایت مى‏نمایند. 

 

علل الشرایع، ج 1، ص 180، حدیث 1

 

عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله تُحْشَرُ ابْنَتِی فَاطِمَةُ علیها السلام یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَعَهَا ثِیَابٌ مَصْبُوغَةٌ بِالدِّمَاءِ تَتَعَلَّقُ بِقَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ تَقُولُ یَا عَدْلُ احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ قَاتِلِ وُلْدِی قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ یَحْکُمُ اللَّهُ لِابْنَتِی وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ؛

 

از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده است:

دخترم فاطمه در حالى وارد صحراى محشر مى‏شود که لباسهایى غرقه به خون همراه خود دارد. وى پایه عرش را مى‏گیرد و مى‏گوید: اى خداى عادل و عالم! بین من و آن افرادى که فرزندان مرا کشتند، حکم کن! به حق خداى کعبه که آن روز پروردگار عادل براى دخترم [به حق‏] قضاوت خواهد کرد.

 

عیون اخبار الرضا ج2، ص8، شماره 21

 

عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه واله یَقُولُ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام قَبْلَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ سَلَامٌ عَلَیْکَ یَا أَبَا الرَّیْحَانَتَیْنِ أُوصِیکَ بِرَیْحَانَتِی مِنَ الدُّنْیَا فَعَنْ قَلِیلٍ یَنْهَدُّ رُکْنَاکَ وَ اللَّهُ خَلِیفَتِی عَلَیْکَ فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام هَذَا أَحَدُ رُکْنَیَّ الَّذِی قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ ص فَلَمَّا مَاتَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام قَالَ عَلِیٌّ هَذَا الرُّکْنُ الثَّانِی الَّذِی قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله‏

 

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سه روز قبل از رحلت خود به على علیه السّلام مى‏فرمود:

 اى پدر دو نوگل من ر! سلام بر تو باد، من در باره دو نوگل دنیوى خود به تو توصیه و سفارش مى‏نمایم، طولى نمى‏کشد که تو دو رکن زندگى خویش را از دست خواهى داد، من تو را به خداوند مى‏سپارم.        

هنگامى که پیامبر اسلام از جهان رحلت کرد، على بن ابى طالب فرمود: این یکى از آن دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر داد. و پس از آنکه حضرت فاطمه از دنیا رفت، فرمود: این دومین رکنى بود که پیغمبر خدا به من خبر داد.


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

 

احادیثی در فضیلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

از حضرت صادق علیه السلام از معنی (حی علی خیر العمل) سئوال شد، فرمودند:

بهترین عمل ولایت است و در خبر دیگر چنین است که بهترین عمل نیکی به فاطمه و فرزندان فاطمه است.

 

احادیثی در فضیلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لِعَلِیٍّ هَلْ تَدْرِی لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ قَالَ عَلِیٌّ لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِیَ وَ شِیعَتُهَا مِنَ النار؛

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

 ای علی آیا می دانی دخترم فاطمه را چرا فاطمه نامیدم؟ فرمودند:برای چه؟رسول خدا فرمودند: بخاطر اینکه او و شیعیان او از آتش نگاه داشته شده‏اند.

 

بحار الأنوار، ج43، باب 2 ، ص 10 

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی حَقِّهَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی یَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِهَا وَ هِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِین؛ 

 

  ‏رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

 فاطمه پاره تن من است هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده براى خوشنودى فاطمه خدا خوشنود مى‏شود و بواسطه‏ خشم او خدا خشمگین مى‏شود و او بزرگ زنان جهانیان است.


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

پیش بینی قرآنی یا تصادف عددی؟
قرآن، ریاضی وپیش بینی نابودی اسرائیل

سید عبدالله حسینی یکی ازمحققین مرکز اسلامی ژوهانسبورگ طی مقاله ای با استناد به تفسیر ریاضی از سوره های مبارکه اسراء و کهف ازپیش بینی نابودی رژیم صهیونیستی توسط امام زمان(عج) خبر داد.

 

قرآن، ریاضی وپیش بینی نابودی اسرائیل

 

تفسیر ریاضی سوره مبارکه اسراء وکهف

 

به جای مقدمه

 

تا کنون بر قرآن کریم تفسیر های متعددی نگاشته شده است. برخی قرآن را از منظر قرآن و دیگری از منظر حدیث بررسی کرده اند. برخی نیز همانند «علامه طباطبائی قدس سره الشریف» از هر دو منظر به تفسیرآیات الهی پرداخته اند.

 مفسرین معاصر سعی کرده اند علاوه بر جهات فوق عقل و علم را در تفسیر قرآن بکارگیرند. در میان تفاسیر موجود قرآن کریم جای تفسیر ریاضی قرآن خالی است.

 سالهاست که این مهم ذهن مرا بخود مشغول کرده بود. یاد داشت های متفرقه ای در این رابطه فراهم شده بود که حجم آن به من این جرأت را میداد که برای پر کردن جای خالی این تفسیر قدم نخست را بردارم.

 اینک الحمد لله اوقاتم به تحقیق در این مورد معمور است، و انشالله بزودی جلد اول آن در اختیار محققان قرار خواهد گرفت.

 این مقاله تنها به بررسی دو سوره از قرآن کریم از منظر ریاضی پرداخته است. دو سوره اسراء و کهف.

 

دوروز پس از پیروزی حزب الله لبنان بر اسرائیل پس از حمله گسترده اسرائیل به کشور لبنان و جنگ 33 روزه ، در قالب هیأتی از مسلمانان آفریقای جنوبی برای کمک رسانی وارد بیروت شدم.اعضای بخش روابط بین الملل حزب الله مارا برای بازدید از خرابیها به دورترین نقاط جنوب لبنان بردند.هنگام نماز ظهر در مسجدی که در آخرین روستاهای جنوب لبنان ودر چند قدمی سرزمین اشغال شده فلسطین بنا شده بود، چشمم به کتابی روشن شد که رهاورد این سفر معنوی بود. عنوان کتاب این بود: "زوال اسرائیل در سال 2022 " .

 

کتاب توسط دانشمندی بنام «الزبیدی» تألیف شده بود. اما الزبیدی در این کتاب از دانشمند دیگری نام برده بود بنام «بسام نهاد جرار» که از مبارزان فلسطینی است و سالها در زندانهای رژیم صهیونستی بسر برده است.

 

پس از جستجوهای فراوان به اصل تحقیقات ایشان دست یافتم وآنرا بسیار محققانه و قانع کننده یافتم. تحقیقات ایشان دستمایه خوبی بود برای تفسیر ریاضی سوره مبارکه اسراء و کهف که خداوند توفیق داد و فصلهای زیادی بر اصل تحقیقات ایشان افزوده شد.

 

بعد ها به دفتر دیگری از برادر دانشمند دیگری بنام «ماجد المهدی» از عراق دست یافتم که به کشف بزرگی در مورد ارتباط سوره کهف با ظهور حضرت مهدی علیه السلام رسیده بود. این دو دانشمند بدور از همدیگر تحقیقات جداگانه ای در مورد این دو سوره جداگانه کرده بوند اما عجیب آن بود که هر دو ندانسته به یک نتیجه رسیده بودند. قطعا اگر آقای بسام نهاد جرار که دانشمندی‌است سنی‌مذهب، از تحقیقات آقای ماجد المهدی اطلاع می یافت آنرا به عنوان حلقه گمشده کشف بزرگ خودش میدانست و ازآن استقبال میکرد.

 

از سویی مرا از والد معظم اندوخته هایی است، ارزشمند، که بخش بزرگی ازاین تفسیر را شکل میدهد.

 

این بود که فرصت را غنیمت شمردم و با استفاده از دستمایه تحقیقات آقایان جرار و ماجد المهدی و راهنمایی های ابوی تفسیر این دو سوره مبارکه را فراهم آوردم. امیدوارم مقبول مولای کائنات "حضرت صاحب العصر والزمان(ع)" قرار گیرد.

 

این مقاله بخشی از تفسیر ریاضی قرآن است که تنها به بررسی سوره مبارکه اسراء و کهف پرداخته است.

 

قرآن معجزه ابدی

 قرآن معجزه ابدی وخالده خداوند است. مهمترین جنبه اعجازی قرآن پیشگوئی های آن است. اخبار قرآن کریم از غیبیات ، شگفت آور ترین بعد کتاب کریم الهی است. آورنده قرآن فرمود: «فیه خبرکم وخبرماقبلکم و خبر مابعدکم».

 

برخی از خبرهای غیبی قرآن مربوط به قبل از اسلام است که قرآن به جرئیات آن پرداخته است. برخی نیز مربوط به بعد از ظهور اسلام است که حوادثی را پیش بینی کرده است. برخی از آن حوادث در زمان تعیین شده اتفاق افتاده و برخی نیز انشاالله در آینده نزدیک در زمان تعیین شده اتفاق خواهد افتاد.

 

قرآن به یک پازل تصویری میماند. هر تکه ازین پازل تنها در همان جایگاه مخصوص قابل استفاده است. تکه های این پازل تصویری نه قابل جایگزینی هستند و نه قابل جابجایی. اگر یک تکه ازین تصویر را بردارند جای خالی آن آشکار خواهد ماند و هیچ تکه دیگری در آن جای خالی قالب نخواهد شد.

 

قرآن در مورد مسائل بسیار پیش افتاده و جزئی صامت نیست. از القای سلام و خواب و خوراک که جزئی ترین مسائل اند تا جنگ وجهاد وحکومت که مسائل مهم اجتماعی میباشند در قرآن مذکور آمده است.

 

چگونه میشود که قرآن در مسائل بسیار کوچک ناطق باشد و نسبت به مسائل بسیار حیاتی و سرنوشت ساز و بزرگ صامت و ساکت. مسائلی چون امامت و رهبری جهان اسلام بعد از رحلت پیامبر، برقراری حکومت جهانی واحد و بالاخره ظهور و سقوط دولت غاصب صهیونیستی در سرزمین مقدس فلسطین که مهد پیامبران الهی بوده است، چگونه میتواند از چشم قرآن پوشیده بماند.

 

این بخش از کتاب به این سه موضوع بسیار استراتژیک و سر نوشت‌ساز از نظر قرآن می‌پردازد.

 

در قرآن کریم بصورت بسیار اسرار آمیزی سه سوره بصورت متوالی در کنارهم قرار گرفته اند. اسرا، کهف و مریم.

 

با مطالعه سطحی این سه سوره مبارکه در می یابیم که این آیات شریف حاوی اسرار عجیبی است: حکایت فساد دو گانه بنی اسرائیل و اضمحلال دوگانه آن، در سوره اسراء، بشارت از لبث (استقرار) ابدی مومنین در زمین، قصه اصحاب کهف و اقامت 309 ساله آنان در غار کهف، ماجراهای میان حضرت موسی و جناب خضر ، داستان ذی القرنین و حکومت او بر سراسر گیتی در سوره کهف، وبالاخره مسائل مربوط به حضرت مریم و عیسی علیه السلام در سوره مبارکه مریم گفته آمده است.

 

ازچیدمان این حوادث در کنار هم هر خواننده خردمندی به این نتیجه میرسد که خداوند در قالب این داستانهای گوناگون در پی پرده برداری از راز بزرگ دیگریست.

 

در هر کدام از این داستان‌های گوناگون نقطه مشترکی وجود دارد که بصورت تمثیلی و کنایتا بیان شده که الکنایة ابلغ من التصریح.

 

در آغاز از اضمحلال حکومت بنی اسرائیل بد ست بندگان خویش بیاری بأس شدید (نیروی نظامی قوی و مستحکم) میگوید. آنگاه در مورد افساد دیگر آنان و نتیجتا زوال دوباره حکومت شان وعده میدهد. پس ازآن بلافاصله به مومنانی اشاره میکند که با یاری همان بأس شدید بر زمین استقرار ابدی خواهند یافت. چند آیه بعد در قالب قصه اصحاب کهف به امکان عمر طولانی انسان با خواست خداوند و مخفی ماندن انسان از چشم دیگران به مدت خارق العاده و طولانی میپردازد.

 

بلا فاصله به بهانه داستان حضرت خضر و موسی بازهم به امکان عمر بسیار طولانی انسان با قدرت لایزال الهی اشاره میکند. آنگاه به امکان برتر بودن بنده ای از بندگان خدا از پیامبربزرگی همچون حضرت موسی پرداخته و به علم لدنی او  تأکید میورزد.

 

در آیات بعدی به حکومت واحد جهانی ذی القرنین و اجرای عدالت در آن با یاری خداوند میپردازد. تمام این خصوصیات در حقیقت خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام است که بصورت تمثیلی در داستانهای مختلف بیان شده است.

 

مراجعه به تفاسیر مختلف و شأن نزول این آیات نیز برداشت های فوق را تأئید میکند. اما کسانی که در فهم معانی قرآن به دلایل بیشتری نیاز دارند به این برداشت ها وتفاسیر اعتنای زیادی نمیکنند. و دنبال برهان روشن تری براِی ادعای فوق میگردند.

 

اما خداوند بزرگ با قدرت نمائی تمام نه تنها مسئله زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی علیه السلام را در قالب تمثیل بیان کرده و برای اصحاب درایت با زبان اشارت سخن رانده است، که با زبان مدقن ریاضی و با استفاده از ارزشهای عددی و معادلات ریاضی براین اشارات و برداشت ها چنان صحه گذاشته است که اگر در متن قرآن برآن تصریح میکرد ازین صریح تر و بلیغ تر نمیتوانست باشد.

 

یاد آوری این نکته مهم در آغاز این بحث ضروریست که طرح این موضوع تنها به عنوان برداشت های محققانه کاوشگران این کتاب الهی مطرح میشود و نه به عنوان یک موضوع مسلم و خدشه ناپذیر.

 

محققان این بعد حیرت انگیز قرآن تنها ادعا میکنند که به تکه ای از ین چیدمان تصویری دست یافته اند که در جای خالی مربوط به زوال اسرائیل و ظهور حضرت مهدی علیه السلام و استقرار حکومت عدل جهانی آنحضرت خوش مینشیند و تصویر را کامل میکند. اگر بهر دلیلی این پیش بینی ها به منصه ظهور نرسد تنها میتواند بدو دلیل باشد. یا محققان در برداشت خویش اشتباه کرده اند و یا در طرح الهی خداوند تغیراتی حاصل شده است که (یمحوا و یثبت). در هر دو صورت اشکالی در متن قرآن و الهی بودن آن وارد نخواهد آمد و خللی در ارکان فرقان الهی نخواهد افتاد. والله اعلم

 

با این یاد آوری مهم بیاری پرودگار علیم مبحث مهم زوال اسرائیل بدست حضرت مهدی علیه السلام در سال 1401 هجری شمسی مطابق با 1443 هجری قمری و 2022 میلادی و 5782 عبری را آغاز میکنیم و از پروردگار بزرگ برای تکمیل آن استعانت میجوئیم.

 

زوال اسرائیل در سال 2022

 

قبل آنکه به حادثه زوال اسرائیل بپردازیم لازم است با زبان ریاضی قرآن آشنا شویم . آشنائی با زبان ریاضی قرآن بما کمک میکند که به شاه کلید ی دست پیدا کنیم که توسط آن قفل های بسته اسرار قرآن باز خواهد شد.

 

پیدا کردن این شاه کلید در گرو مداقه در حوادث گذشته است. از انجا که حوادث گذشته اتفاق افتاده اند و دیگر اسرار آمیز نیستند. قرآن نیز سال وقوع و طول مدت آن حوادث را بیان کرده است.

 

به عبارت واضحتر قرآن کریم حاوی معادلات چند مجهوله فراوانیست که برخی از آنان بعلت آنکه اتفاق افتاده اند دیگر مجهول نیستند و برخی نیز از آنجا که هنوز اتفاق نیافتاده اند هنوز مجهول مانده اند. از آنجا که در تمام این معادلات فرمول واحد مشابهی بکار رفته است تنها کافیست راه حل معادلات چند مجهوله حل شده را پیدا کنیم و آنگاه همان فرمول را برای حل معادلات حل نشده دیگر بکار ببریم.

 

کشف کلید اسرار قرآن

 

کلید اول

 

تا کنون در تمام تفاسیر هر جا سخن از پیشگوئی های قرآن بمیان آمده است بلا فاصله به سوره روم اشاره رفته است.

 

براستی سوره روم سوره عجیبی است.

 

ناگهان در میان بهت مومنان پیامبر عظیم الشأن اسلام از ماجرائی خبر داد که همزمان با گفتار آنحضرت در آنسوی زمین درحال وقوع بود.


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  

 

بازیگر مسلمان انگلیسی:
جاذبه قرآن مرا مجذوب اسلام کرد

"مریم فرانسوا" بازیگری انگلیسی است که در دهه 90 شهرت زیادی به عنوان بازیگر بدست آورد، وی علت گرایش خود به اسلام را مطالعه قرآن و شخصیت پیامبر اسلام اعلام کرد.

 

جاذبه قرآن مرا مجذوب اسلام کرد
مریم فرانسوا کره بازیگر انگلیسی در دهه 90 شهرت زیادی به عنوان بازیگر به‌ دست آورد. وی علت گرایش خود به اسلام را مطالعه قرآن و شخصیت پیامبر اسلام اعلام کرد.

پیش از اینکه مسلمان شوم، یک کاتولیک شکاک بودم

بعد از اینکه از دانشگاه کمبریج فارغ التحصیل شدم اسلام را به عنوان دین خود پذیرفتم. پیش از اینکه مسلمان شوم، یک کاتولیک شکاک بودم، فردی که به خدا اعتقاد داشت ولی نسبت به آیین و مذهبی که از آن پیروی می‌کرد بدگمان بود. داستان آشنایی من با اسلام این‌گونه بود که با این روحیه به سمت مطالعه قرآن رفتم که بتوانم به دوستان مسلمانم بفهمانم که آنها در اشتباه هستند. بعد از مدتی با رویکردی متفاوت و با ذهنی بازتر به مطالعه‌ام به قرآن ادامه دادم. قرآن برای من نقش محوری داشت.

خواندن قرآن و اشاره آن به تمام بشریت مرا سر جای خود میخکوب کرد

خواندن قرآن و اشاره آن به تمام بشریت، مرا سر جای خود میخکوب کرد. قرآن درباره کتاب‌های آسمانی گذشته به گونه‌ای صحبت می‌کرد که هم متوجه می‌شدم و هم مرا از شک‌هایی که درباره مسیحیت داشتم پاک می‌کرد. بیانات قرآن طوری بود که این حس به من القا می‌شد که خودم مسئول عاقبت و رفتارم هستم. در دنیایی که نسبی گرایی بر آن حاکم است مطالعه قرآن که اهداف معنوی و بنیادهای اخلاقی را مطرح می‌کند برایم بسیار جذاب بود. به عنوان فردی که همیشه علاقه زیادی به فلسفه داشته است قرآن به عنوان قله تفکرات فلسفی برای من نمایان شده بود. قرآن توانسته است سوال‌های فلسفی عمیقی را که طی قرن‌ها برای انسان به وجود آمده بود جواب دهد و به عمیق‌ترین این سوالات که ما برای چه خلق شده‌ایم پاسخ دهد.

اسلام به ‌معنی برقراری همیشگی تعادل است و به‌نظر من پیام حضرت محمد(ص) برقراری همیشگی تعادل در رفتار انسان است

فکر می‌کنم بسیاری از دوستان نزدیک من تصور می‌کردند که پرداختن من به اسلام تنها دوره‌ای است و من بدون تغییری پس از مدتی به روال عادی بر خواهم گشت در حالی که تصور نمی‌کردند که این تغییر بسیار شگرف و عمیق باشد. بسیاری از دوستانم سعی کردند من را با شرایط جدیدم درک کنند و تلاش خود را برای حمایت از من انجام بدهند.

در جامعه مسلمانان انگلستان مشکل اعتماد به نفس وجود دارد که می‌تواند با مشارکت در بحث‌ها و جلسات اسلامی این مشکل حل شود. اسلام یک دین فضایی نیست و ما نباید کاملا خود و فرهنگ خود را فراموش کنیم. اسلام برجسته سازی خوبی‌های درون ما و تصحیح بدی‌هاست. اسلام به معنی برقراری همیشگی تعادل است و به نظر من پیام حضرت محمد برقراری همیشگی تعادل در رفتار انسان است.

مریم فرانسوا کره، در فیلمی در دهه 90 به شهرت زیادی دست یافت. وی در حال حاضر به عنوان یک خانم تحصیل‌کرده انگلیسی که به اسلام روی آورده، به شهرت زیادی رسیده است.


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ